سلام به همه ی دوستان خوبم و شرمنده از اینکه توی این مدت نتونستیم من و مامانی مطلب جدیدی بگذاریم.
اما امروز با یه کاردستی خوشگل دوباره شروع می کنیم.

ادامه مطلب
فردا تولد محمد جونه (نازدونه ها) که من خیلی خیلی دوستش دارم.
از راه دور صورت ماهشو می بوسم و بهش این نقاشی رو تقدیم می کنم. امیدوارم خوشش بیاد.

من و مامانی و همه ی این حیوانات تولدت رو بهت تبریک میگیم و دعا می کنیم صد سال عمر کنی.

مامان علی کوچولو: من هم این شعر و آهنگ تولد رو تقدیم می کنم به تو پسر خوشگلم:
عزیز من,گل من |
|
| برای دانلود موسیقی رو آیکون زیر راست کلیک کرده و گزینه Save Target As انتخاب کنید. | |
شب دیدم وسایلش رو ریخته وسط سالن پذیرایی و مثل بچگی های خودم خوابیده و داره نقاشی میکشه! داشتم نیگاش می کردم که یکباره برگشت و گفت مامان اینو چجوری ...
بعد یهو وسط حرف ساکت شد و ادامه نداد...
گفتم خب؟ داشتی می پرسیدی؟!
گفت هیچی! خودم فهمیدم.
نزدیک بود گریه کنم آخه تا حالا اینجوری نبود که قهر کنه و باهام حرف نزنه. رفتم و مداد رنگیای خودم رو از تو کشو در آوردم و اومدم کنارشو یه دفتر نقاشی که مال خودم بود رو آوردم و منم مثل خودش خوابیدم کنارش و شروع کردم به نقاشی کشیدن!
اونم زیر چشمی منو نگاه می کرد و نقاشیمو زیر نظر داشت. من شروع کردم به کشیدن یه دختر گریون که یهو علی ِ گلم برگشت و گفت چرا گریه می کنه؟! گفتم : دوستش باهاش قهر کرده؟!
پرسید چرا باهاش قهر کرده؟
گفتم نمی دونه؟! تا میاد از دوستش بپرسه ، دوستش روشو بر می گردونه! یه نگاه به من کرد و گفت : قهر خیلی بده مگه نه؟
منم از صبح تا حالا که باهات قهر بودم.... بعدش زد زیر گریه!
الهی من فدای اشکات بشم عزیزم. همینجور که گریه می کرد گفت : واسه ای باهات قهر کردم که باهام بازی نمی کنی، کشتی نمی گیری ، کاردستی درست نمی کنی ، با من نقاشی نمی کشی ، قصه تعریف نمی کنی و خلاصه تا تونست ازم گله کرد....
منم بهش گفتم خب حق با توئه حالا هم با همدیگه یه برنامه ریزی می کنیم که من هم به کارای خودم برسم هم به کار شما!
اینم نقاشی مامان علی:


سلام . از وقتی که مدرسه ها شروع شده من کمتر فرصت می کنم به این خونه بیام و کمتر هم فرصت پیدا می کنم که کاردستی درست کنم.
امیدوارم دوستان خوبم منو بخاطر غیبتم ببخشند.
ادامه مطلب










