X
تبلیغات
برای بچه ها

برای بچه ها

فعالیت هایی برای سرگرمی کودکان - منبع همه ی کارهای ارائه شده سایت های ایرانی و خارجی ست

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 21:30  توسط علی کوچولو  | 

برای دیدن روش انجام فعالیت اینجا را کلیک کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389ساعت 21:58  توسط علی کوچولو  | 


  http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSC-MEDeh5kKc0e-P3KyLjDoOo0DxfF-qcawlkvhrS18At8czQlmw 


زهرا جونم تولدت یه عالمه مبارک






زهرا جونم ببخشید که دیر شد...
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 0:42  توسط علی کوچولو  | 

سلام به همه ی دوستان خوبم و شرمنده از اینکه توی این مدت نتونستیم من و مامانی مطلب جدیدی بگذاریم.

اما امروز با یه کاردستی خوشگل دوباره شروع می کنیم.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 19:25  توسط علی کوچولو  | 

http://preschool-crafts.net/wp-content/uploads/2009/09/ray.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 23:22  توسط علی کوچولو  | 

امروز قراره با چیزهای دور ریختنی این کاردستی زیبا رو درست کنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 21:7  توسط علی کوچولو  | 

سلام

فردا تولد محمد جونه (نازدونه ها) که من خیلی خیلی دوستش دارم.



از راه دور صورت ماهشو می بوسم و بهش این نقاشی رو تقدیم می کنم. امیدوارم خوشش بیاد. 



من و مامانی و همه ی این حیوانات تولدت رو بهت تبریک میگیم و دعا می کنیم صد سال عمر کنی.



مامان علی کوچولو: من هم این شعر و آهنگ تولد رو تقدیم می کنم به تو پسر خوشگلم:

عزیز من,گل من
تولدت مبارک
عزیز من,گل من
تولدت مبارک
عزیز من,گل من
تولدت مبارک
عزیز من,گل من
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک
قشنگ شدی,گل شدی
شدی مثل عروسک
عزیز من,گل من
تولدت مبارک
قشنگ شدی,گل شدی
شدی مثل عروسک
عزیز من,گل من
تولدت مبارک
رو سقف این اتاقه
یه عالمه ستاره
می خوان تولدت رو
جشن بگیرن دوباره
فشفشه های روشن
باربارک های رنگی
تو دستامون می رقصن
رقص به این قشنگی
وقتشه که فوت کنی
شمع ها رو خاموش کنی
شادی و مهر رو کنی
غم رو فراموش کنی
نگاه نکن اینقدر
تو آینه خودت رو
بیا ببر عزیزم
کیک تولدت رو
فوت کن,فوت کن,فوت کن
شمعها رو خاموش کن
فوت کن,فوت کن,فوت کن
عم رو فراموش کن
نگاه نکن اینقدر
تو آینه خودت رو
بیا ببر عزیزم
کیک تولدت رو
باز کن هدیه ها رو
بافاصله تک به تک
ان شا الله زنده باشی
همیشه خنده باشی
تو آسمون آبی
مثل پرنده باشی
اینجا که هر نگاهی
دیده چقدر تو ماهی
اسفند دونه دونه
چشم نخوری الهی
 

برای دانلود موسیقی رو آیکون زیر راست کلیک کرده و گزینه Save Target As انتخاب کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 22:38  توسط علی کوچولو  | 

دیروز علی آقای گل من ، با من قهر کرده بود و اصلا باهام صحبت نمی کرد. همه ش منتظر بودم که بیاد پیشم و درمورد مدرسه و کاراش و دوستاش بگه اما هیچ خبری نبود که نبود.

شب دیدم وسایلش رو ریخته وسط سالن پذیرایی و مثل بچگی های خودم خوابیده و داره نقاشی میکشه! داشتم نیگاش می کردم که یکباره برگشت و گفت مامان اینو چجوری ...

بعد یهو وسط حرف ساکت شد و ادامه نداد...

گفتم خب؟ داشتی می پرسیدی؟!

گفت هیچی! خودم فهمیدم.

نزدیک بود گریه کنم آخه تا حالا اینجوری نبود که قهر کنه و باهام حرف نزنه. رفتم و مداد رنگیای خودم رو از تو کشو در آوردم و اومدم کنارشو یه دفتر نقاشی که مال خودم بود رو آوردم و منم مثل خودش خوابیدم کنارش و شروع کردم به نقاشی کشیدن!

اونم زیر چشمی منو نگاه می کرد و نقاشیمو زیر نظر داشت. من شروع کردم به کشیدن یه دختر گریون که یهو علی ِ گلم برگشت و گفت چرا گریه می کنه؟! گفتم : دوستش باهاش قهر کرده؟!

پرسید چرا باهاش قهر کرده؟ 

گفتم نمی دونه؟! تا میاد از دوستش بپرسه ، دوستش روشو بر می گردونه! یه نگاه به من کرد و گفت : قهر خیلی بده مگه نه؟

منم از صبح تا حالا که باهات قهر بودم.... بعدش زد زیر گریه!

الهی من فدای اشکات بشم عزیزم. همینجور که گریه می کرد گفت : واسه ای باهات قهر کردم که باهام بازی نمی کنی، کشتی نمی گیری ، کاردستی درست نمی کنی ، با من نقاشی نمی کشی ، قصه تعریف نمی کنی و خلاصه تا تونست ازم گله کرد....

منم بهش گفتم خب حق با توئه حالا هم با همدیگه یه برنامه ریزی می کنیم که من هم به کارای خودم برسم هم به کار شما!

اینم نقاشی مامان علی:

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 21:59  توسط علی کوچولو  | 

دیروز الهه جون و خاله یاسی توی خونشون حلزون آموزش داده بودن که من خیلی خوشم اومد و قرار شد بکشم و بذارم توی خونه ی خودم. کشیدنش آسون بود اما رنگ آمیزیش خیلی سخت بود. اینم نقاشی من:



+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت 10:16  توسط علی کوچولو  | 

سلام . از وقتی که مدرسه ها شروع شده من کمتر فرصت می کنم به این خونه بیام و کمتر هم فرصت پیدا می کنم که کاردستی درست کنم.

امیدوارم دوستان خوبم منو بخاطر غیبتم ببخشند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت 16:22  توسط علی کوچولو  |